تبليغاتX
ابجو صد در صد


ابجو صد در صد

××× در این میکده خرابان میشوی ×××

گفت : می خوام برات یه یادگاری بنویسم .

گفتم : کجا ؟

گفت : رو قلبت .

گفتم : مگه می تونی ؟

گفت : آره سخت نیست ، آسونه.

گفتم : باشه . بنویس تا همیشه یادگاری بمونه.

یه خنجر برداشت .

گفتم : این چیه ؟

گفت : هیسسسسس. ساکت شدم .

گفتم : بنویس دیگه ، چرا معطلی ؟

خنجر رو برداشت و با تیزی خنجر نوشت : دوستت دارم دیوونه.

اون رفته ، خیلی وقته . کجا ؟ نمی دونم .

اما هنوز زخم خنجرش (یادگاری) رو قلبم مونده :

نوشته شده در 14 Sep 2009ساعت 8 PM توسط کیانوش| |


Design By : Night Skin